وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
لت lat [گونۀ دیگر: لته]
یک. هر یک از لنگههای در و پنجره.
۱۳۵۲ش. لت در بههم خورد و مشمولای سوزنبان تویِ آستانة در سبز شد (دولتآبادی۵، ۱۴۷) ║ ۱۳۵۳ش. پرویز بادقّت نگاه کرد و محسن را شناخت زد به پنجره و یک لت پنجره باز شد (گلابدرّهای۱، ۵۲۵) ║ ۱۳۷۵ش. لت در مردهشویخانه هنوز بازوبسته میشد و لابهلای جیرجیرههایش صدای خزشی در هواکش میآمد (مندنیپور۱، ۱/۴۵۵)
دو. (اسم) قطعه چوبی مسطح به شکل مربع یا مستطیل که برای پوشش سقف بنا، خانه و مانند آنها در مناطق جنگلی به کار میرود.