فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شجاعت‌نشان

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعت‌نشان ‎šo(a)jâ’atnešân‎
(صفت) ← شجاعت‌آثار.
ق۹. حضرت صاحب‌قران شاه‌زادۀ شجاعت‌نشان عمر‌شیخ را به سلطنت مملکت فارس و عراق عجم مقرر فرمود (عبدالرزاق سمرقندی، ۱ ، ق۲‏/۶۹۰‏) ║ ق۱۰. شیرمرد از القاب مشهور حضرت شیرزمان، شیردلِ شجاعت‌نشان، خان عالی‌مکان است (خنجی۱، ۹۸) ║ ق۱۱. موازی دوهزاروپانصد نفر از لشکریان شجاعت‌نشان کشته شدند (محمود افوشته‌ای، ۸۲) ║ ق۱۲. در خلال این حال و اثنای این مقال، رفقای غازی‌الدین خان سراپا احتیال که از شهر می‌آمدند، دشت و صحرا را پر از لشکریان شجاعت‌نشان پادشاهی دیده این معنی را به گوش او کشیدند (حسینی منشی، ۳۲۲) ║ ق۱۳. هزاروپانصد نفر شتر و پانزده‌هزار گوسفند و طلا و نقرۀ فراوان به‌ چنگ غازیان شجاعت‌نشان آمده. {ش:۵۴۱} (دولت علیّه، ۱‏/۵۴۹‏)

معنی شجاعت‌نشان | فرهنگ جامع زبان فارسی