فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

غفران‌مآل

وضعیت: «در حال تأیید»
غفران‌مآل ‎qofrânma’âl‎
← مغفور‏۱.
ق۹. حضرت غفران‌مآل به ادای شهادتین اشتغال نموده، مراجعت فرمود (عبدالرزاق سمرقندی، ۲‏/۵۹۵‏) ║ ق۱۰. جماعت مذکور با حضرات سادات عظام قم خصوصاً میر محمدمهدی رضوی و میر سید علی رضوی نعش غفران‌مآل آن خجسته‌خصال را بدان عتبۀ علیه و سدۀ سنیه برده، در تحت اقدام مبارک حضرت معصومه علیهاالسلام‌ و التحیه سردابه‌ای ترتیب داده، به امانت دفن کردند (قاضی میر احمد۱، ۱‏/۴۲۹‏) ║ ق۱۱. در مشهد مقدس معلّی، صلحاء و اتقیاء و ارباب فضل و کمال در حین ارتحال حضرت شاه جنت‌بارگاه غفران‌مآل پیش‌نماز بودند (اسکندر بیک، ۱‏/۲۵۰‏) ║ ق۱۲. از اول حال، حقیقت احوال مرحمت و غفران‌مآل پادشاه قوی‌دستگاه سلطان نادر شاه و عروج اختر اقبال و غلبه و جهانگردی او معلوم رای ذی‌شان ایشان و همگنان گردیده (اسناد افشاریه، ۱‏/۱۷۸‏)

معنی غفران‌مآل | فرهنگ جامع زبان فارسی