فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

باانکار

وضعیت: «در حال ویراستاری»
باانکار ‎bâ’enkâr‎
(صفت) (درمورد کاری) ناپسند و ناشایست.
ق۶. نکیرٌ: باانکار (زمخشری، ۴۸) ║ ق۸. چون به شهر بازگشتند پیش برادر ملک رفتند و به شرح بازگفتند که ملک امروز چنین کاری باانکار کرد و ارکان دولت را بدان حرکت دل‌افگار (نظام تبریزی، ۱۵۰)