فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ساختارگرایی

وضعیت: «در حال ویراستاری»
ساختارگرایی ‎sâxtârge(a)râyi,-’i‎ [گونۀ دیگر: ساخت‌گرایی؛ (با املای ساختارگرائی نیز به کار می‌رود)]
← ساخت‌گرایی.
۱۳۶۰ش. ساختارگرایی نوین زبان‌شناسی با تکیه بر نظریه‌های دو سوسور از روش‌های ریاضی حداکثر استفاده را کرده ... است (کیومرث پریانی: هدهد، ش۲‏/۱۳۱‏) ║ ۱۳۷۰ش. یکی از سردمداران نحلۀ ساختارگرائی که به تفکیک و تفاوت بین زبان و گفتار قائل است اندیشه‌های خود را در این باب نشأت‌گرفته از فلسفۀ دکارت می‌داند (غلامحسین ابراهیمی دینانی: مقالات و بررسی‌ها، ش۵۱-۵۲‏/۷۶‏) ║ ۱۳۸۰ش. نوآم چامسکی با طرح موضوع روساخت و ژرف‌ساخت در زبان به تبیین این ویژگی زبان پرداخت و همراه با رسوخ ساختارگرایی در مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی امکان گستردگی حوزۀ مطالعات زبانی را ایجاد کرد (خانیکی، ۳۶۳) ║ ۱۳۹۹ش. امروزه توجه به ساختار داستان و بررسی عناصر داستانی و تحلیل آن از منظر ساختارگرایی نظر پژوهشگران زیادی را به خود معطوف داشته و این روش تجزیه و تحلیل ابعاد تازه‌ای از ساختارهای داستانی ادبیات کهن را آشکار می‌سازد (مینا تیموری خسروشاهی و دیگران: سبک‌شناسی نظم و نثر فارسی، ش۵۲‏/۳‏)

معنی ساختارگرایی | فرهنگ جامع زبان فارسی