فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

چفیه‌اگال

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
چفیه‌اگال ‎čaf(i)ye’egâl‎
⇅ چفیه‌عقال.
۱۳۵۵ش. وقت ورود در سر من چفیه‌اگال بود بچه‌های‌ این ده جمع شدند گرد خانه و پشت بام به تماشای ما که به زحمت آن‌ها را رد کردند (حسینعلی باستانی راد: گوهر، ش۳۹‏/۲۵۳‏) ║ ۱۳۷۱ش. تعریف مشاهدات فراوانی از جِسر بغداد و ناودان طلای صحن امیرالمؤمنین ... نخلستان‌های خرما و عرب‌های چفیه‌اگال‌به‌سر و اسباب‌آلات نمایان اغراق‌آمیز ایشان و دیگر و دیگر توصیفات که مسافر با خود به ارمغان می‌آورد (شهری۱، ۳‏/۴۵۳‏)

معنی چفیه‌اگال | فرهنگ جامع زبان فارسی