فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عصیان‌آور

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیان‌آور ‎osyân(’)âvar,es-‎
(صفت) (کسی یا چیزی) که عامل یا بهانۀ گناه کردنِ انسان می‌شود (حذف به علت تک شاهد بودن).
ق۱۳. از آنجایی‌ که به ایشان در حضورِ اصنامِ ایشان خدمت می‌کردند و برایِ خاندانِ اسرائیل به‌ منزلۀ سنگِ لغزش‌دهِ عصیان‌آور گردیدند، به‌ این‌ سبب دستِ خود را بر ایشان بلند کردم (فاضل همدانی۱، ۱۵۲۶)

معنی عصیان‌آور | فرهنگ جامع زبان فارسی