فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

حقیقت‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
حقیقت‌سرشت ‎haqiqatserešt‎
(صفت) (درمورد ذات و دل انسان) که با راستی و درستی پیوند خورده و عجین شده باشد؛ آگاه ؛ حقانیت‌سرشت.
ق۱۱. الحق سلسلۀ محبّت و دوستی را که در زمانِ آبا و اجداد و انتظام و ارتباط پذیرفته، چگونه طبع حقیقت‌سرشت به هدم آن بنیان رضا دهد؟ (اسکندر بیک، ۲‏/۶۷۱‏) ║ به میامن شفقت و التفات حضرت‌اعلی شاهی ظلّ‌اللّهی، که طبع حقیقت‌سرشتش قانون حق‌گذاری است، به‌جای والد غفران‌مآب به رتبۀ والای وزارت دیوان اعلی ارتقا یافت (اسکندر بیک، ۲‏/۱۱۸۸‏) ║ ق۱۲. از آنجا که دل حقیقت‌سرشت اقدس کوه پا برجای جهان توکّل، و ضمیر منیرش لنگر البرز پیکر دریای تحمّل بود، به صرصرانگیزی ریاح نوائب، و لطمه‌خیزی امواج حوادث از جا درنمی‌آمد (مهدی استرآبادی۲، ۷۴)

معنی حقیقت‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی