فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

اباحتگری

وضعیت: «تأییدشده»
اباحتگری ‎ebâhatgari‎ [<← اباحت + -گری>]
⇅ اباحه‌گرایی.
ق۶. کسی که در راه خدای عزوجل بنیاد چنین نهاد... زنا و‌ زندیقی و اباحتگری منزل او باشد (ژنده‌پیل۱، ۲۷۵) ║ ۱۳۶۶ش. تظاهر عملی تخریب صفات بشریت ممکن است به اباحتگری هم تعبیر شود (علیرضا ذکاوتی قراگزلو: تحقیقات اسلامی، ش۵و۶‏/۷۰‏)

معنی اباحتگری | فرهنگ جامع زبان فارسی