فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قرض‌کننده

وضعیت: «در حال ویراستاری»
قرض‌کننده ‎qarzkonande‎
← قرض‌گیرنده.
ق۱۴. علمای علم ثروت معتقدند بر این‌که قرض‌کننده و قرض‌دهنده را خوب است به‌کلی در معاملات خود آزاد بگذارند، الّا این‌که اگر دیدند کسی زیاد بی‌انصافی کرد، به‌طوری‌که به درجهٔ تقلب و دزدی رسید، مانع شوند و سیاست کنند (فروغی۲، ۲۳۶) ║ چند روز قبل جناب مجیرالسلطنه در ضمن صحبت اظهار نمودند که حضرت اشرف آقا، روحی‌فداه، همان اوقات که مرحوم میرزا حسین خان کسالت داشت، چهل‌هزار تومان از بانک قرض کردند. چون رسم است که قرض‌کننده هرکس باشد، یک نفر دیگر در حاشیۀ تمسک ضمانت نماید، لهذا من ضمانت کرده‌ام (نظام‌السلطنه مافی، ۳‏/۷۹۵‏) ║ ۱۳۵۳ش. برای دفع حرمت رباءالقرض طرق متعدده موجود است: اینکه قرض‌کننده می‌تواند به رضا و میل خود زیادی را به صیغهٔ نذر یا هبه یا هدیه یا صدقه به قرض‌دهنده بدهد (مردوخ، ۲‏/۲۳‏)

معنی قرض‌کننده | فرهنگ جامع زبان فارسی