فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هااستدن

وضعیت: «در حال ویراستاری»
هااستدن ‎hâ’estadan‎
⇐ هااستاندن.
ق۵. خدیجه حلۀ یمانی فرستاد بوطالب را و آن هااستد و بر عمّ خدیجه افگند (اسفراینی، ۲‏/۹۶۲‏) ║ سیم ناسخته هااستدند و بد هااستدند و اندران استقصا نکردند (اسفراینی، ۳‏/۱۰۵۹‏)