فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

اباآنکه

وضعیت: «تأییدشده»
اباآنکه ‎abâ’ânke‎ [املای دیگر: اباآنک]
(حرف ربط) در ابتدای جملۀ پیرو برای تضاد و تقابل با امری در جملۀ پایه به‌کار می‌رود؛ با وجود آنکه.
ق۴. اباآنک کاموس روز نبرد / همی پیلتن را ندارد به مرد - مبادا که او ایدر آید به جنگ / و گر چند کاموس گردد نهنگ (فردوسی، ۳‏/۱۶۸‏) ║ اباآنکه زو کینه داری به دل / به مردی ز دل کینه‌ها برگسل (فردوسی، ۸‏/۱۰۰‏) ║ ق۵. محمد چو بشنید پند پدر / اباآنکه بُد مر نبی را پسر ـ بگفتا به فضلت کنون مر مرا / بمان تا روم نزد آن بی‌وفا (ربیع، ۳۶۸)

معنی اباآنکه | فرهنگ جامع زبان فارسی