وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعتنهاد šo(a)jâ’atna(e)hâd
(صفت) (درمورد کسی) دارای شجاعت ذاتی. شجاع ؛ ← شجاع یک.، شجاعت.
ق۱۰. خیال تسخیر دیگر ولایات خراسان در خاطرش افتاد در اواخر سنۀ خمسوتسعمائه با سپاهی شجاعتنهاد روی توجه به طرف اسفراین نهاد و به یک ناگاه دایرهکردار منزل امیر بدرالدین را فروگرفت (خواندمیر۱، ۴/۲۵۱) ║ آنجناب ازحیثیتِ یراق و استعداد و توافرِ نوکرانِ شجاعتنهاد از امرا و ارکانِ دولت امتیازِ تمام داشت (خواندمیر۳، ۳۰۹) ║ ق۱۲. شهنشاه شجاعتنهاد و آن دارای پاکاعتقاد چون جماعت اوزبک را به همه جهت مصصم قتال و جدال دید، پساز سودن جبهۀ اخلاص بر خاک نیاز و عرض سؤال از درگاه کریم کارساز بندهنواز، جوشن توکل پوشیده، و جرعهای روحانیت ساقی کوثر نوشیده، پای در رکاب آورد (محمد مروی، ۲/۸۱۱)