وضعیت: «تأییدشده»
اباحت ebâhat [گونۀ دیگرِ اباحه؛ جمع: اباحات]
۱. ⇐ اباحه۱.
ق۵. شیخ ابوعبدالرحمن سُلَمی آن جمله را جمع کردهاست اندر کتاب سماع و به اباحت آن قطع کرده (هجویری، ۵۲۳) ║ ق۶. حالت حیات او اقتضاء معرفت اوامر و نواهی و اباحات میکند تا برموجب آن زندگانی گذارد (یواقیت، ۵۶) ║ ق۷. قسم دوم در نکاح مُتعه... و ارکان او چهار است: اول، لفظ او که بدان منعقد شود... و مرتضی گفت که کنیزکان به لفظ اباحت یا تحلیل منعقد شود (مختصر نافع، ۲۳۱) ║ ق۸. حکم عبارت است از خطاب باریتعالی متعلق به افعال مکلفان به اقتضا یا تخییر، و مراد به تخییر اباحت است (شمسالدین آملی، ۱/۴۲۰) ║ ق۹. آنکه جاهل باشد به اباحت و معذلک ارتکاب کند، به این مبادرت و جرأت و بیمبالاتی آثم است (عبدالله قطب، ۵۳) ║ ق۱۰. ظاهر فتوای صاحب هدایه بر اباحت قمیز است (خنجی۱، ۱۷۸) ║ ق۱۱. اهلالفروع متکلمانند در احکام شرعیه و مسائل اجتهادیه، از حلال و حرام و جواز و وجوب و حظْر و اباحت (خالقداد۲، ۱/۲۰) ║ ق۱۳. ترک قهوه و تنباکو هرچند نهایت پرهیزکاری و احتیاط است، خصوصاً تنباکو، لیکن دلیل بر حرمت یا کراهت آنها ظاهر نیست و... دلالت میکند به اباحت (نورالدین جزایری، ۲/۲۷۰) ║ ق۱۴. چنین مشهور شدهاست در میانۀ فقهاء که لبن هر حیوانی تابع آن حیوان میباشد در حرمت و کراهت و اباحت (ابوالقاسم یزدی، ۳/۱۲۲۹) ║ ۱۳۴۰ش. اذن و اِشراف شیخ در انواع ریاضات ضرور و شرط اباحت و یا صحت آن شمرده میشود (فروزانفر، ۲۳۳)
۲. ⇅ اباحه۳.
ق۴. اگر همه سیاستها یک تن کند، کار همهکس نتواند بهتمامی آوردن و او را غم همه نبود، پس این رضا دادن بُوَد بر اباحت و ترک اختیار (سجستانی، ۷۸) ║ ق۵. ابوسعید... چون متمکن گشت، راه زدن گرفت و ناحیتها غارتیدن، و اباحت آشکارا کرد (نظام الملک، ۳۰۶) ║ ق۶. اما اندر این راه درویشان، قومی ناجوانمردان درآمدند... و راه زندیقی و اباحت در میان امت محمد علیهالسلام پراکندند (ژندهپیل۴، ۱۶۵) ║ ق۷. آنکه بتپرست و زندیق باشد... و زنانی که در اباحت اعتقاد دارند... نکاح ایشان روا نباشد (مؤید خوارزمی، ۲/۷۶) ║ ق۸. حسن... مردم را بر اباحت و رفع طاعت تحریض میکرد (حمدالله مستوفی۲، ۵۲۳) ║ ق۹. حسن علی... طریق اباحت مسلوک میدارد (ابوبکر طهرانی، ۴۶۰) ║ ق۱۰. معرفت وی را معتقدانش نفهمیدهاند، در اباحت و زندقه و الحاد افتادهاند (حافظ حسین، ۱/۴۸۱) ║ ق۱۲. چون مردمِ دهریه را عاقبت بلکه صانع نیز در نظر نیست، همواره در تیه اباحت سیر دارند (شیرعلی لودی، ۶۴) ║ ق۱۳. بدن ایشان فربه میشود به کثرت اجتماع رطوبت، پس ثانیاً مبتلا به اکثر امراض صعبه میگردند، مانند ضعف هاضمه و کثرت ریاح... و خیالات فاسدۀ شیطانیه و سوء فکر و انداختن خود و جهّال را به... اباحت و زندقه و ترک عبادات (نوری، ۱/۷۸۷)
۳. ⇅ اباحه۴.
ق۷. هرآنکس که از اصحاب ابوعلی این جایگاه توقف سازد، به اباحت خون او رخصت دادیم (جرفادقانی، ۱۲۹) ║ ق۸. همگی اوقات و جملگی ساعات او بر... اباحت اموال و اَسر اولاد مسلمانان مصروف و مستغرق است (عزیز استرآبادی، ۴۵۷) ║ ق۱۰. بسیاری از مشایخ ما... حکم کردهاند به اباحت دَم عوانان در ایام فترت (خنجی۲، ۳۲۳) ║ ق۱۱. شاپور... ظلم و تعدی بنیاد کرده در خون و عِرض و مال خلایق طریق اباحت اظهار نموده (مفید بافقی، ۱/۱۴) ║ ق۱۳. علماء اعلام اسلام نیز بر اباحت قتلش فتوی داده بودند (خورموجی، ۷۵) ║ ق۱۴. علمای سمرقند... فتوایی در اباحت دَم آن بزرگوار نوشته، سجل کردند (محمدکاظم اسرار تبریزی: منظرالاولیا، ۱۳۶)
۴. ⇅ اباحه۵.
ق۶. طعام شما حلال است مر ایشان را به اباحت و هبه و شرا (ابوحفص نسفی، ۱/۲۰۵) ║ ق۷. دیگران لفظ اباحت را جایز داشتهاند و همه منع کردند لفظ عاریت را و پیش مرتضی این لفظ عقد مُتعه است و پیش دیگران اباحت (مختصر نافع، ۲۳۶) ║ ق۹. علما را خلاف است که طعامی که پیش مهمان مینهند اباحت است یا تملیک (سلطان محمود، ۶۴)
اباحت کردن
۱. جایز دانستن عملی که به حکم شرعی انجام دادن یا ترک آن ترجیحی بر یکدیگر ندارد.
ق۶. چون اباحت کرد، آنچه روزی است بیان کرد و نه آنچه نه روزی است، بل حرام است، تا از آن اجتناب کنند (ابوالفتوح، ۱۲/۱۱۱) ║ روا نبود برگرفتن چیزی که در سورها برافشانند، الّا به دست فرادهند یا داند که قصد خداوندش اباحت کردنِ برگرفتن است (نهایه، ۱/۳۷۰)
۲. جایز دانستن بیاعتقادی به احکام شرعی و بیقیدی در انجام دادن تکالیف دینی.
ق۸. او مردم را به ناشایست تحریض داد و اباحت کرد (حمدالله مستوفی۲، ۱۰۹)
۳. ↑ اباحت۳.
۱۳۵۳ش. اموال و نفوس و نوامیس ایشان را اباحت کرد (پرویز اذکایی: مردمشناسی و فرهنگ عامه، ش۱/۳۸)