وضعیت: «در حال ویراستاری»
هممسکن hammaskan
(صفت) (پیشنهاد حذف مدخل و انتقال شواهد به مدخل «هم_»).
ق۷. با آن نشین کاو روشن است، کز دل سوی دل روزن است/ خاک از چه ورد و سوسن است؟ کهش آب هممسکن شده (مولوی۱، ۵/۱۰۴) ║ ق۸. درحال که خیال ایشان را بدید شادان و فرحان گشت که در مسکن مألوف با ایشان هموطن و در وطن معهود با ایشان هممسکن بود (حسن کاشانی، ۸۹) ║ ق۹. اکنون مصلحت آن است که برادر در این سفر قائممقام من باشد و شما او را همدم و هممسکن باشید (خنجی۳، ۳۴۷) ║ ۱۳۲۰ش. من به هر جایی که مسکن میکنم/ با من آنجا بخت بد هممسکن است (اعتصامی، ۲۵۶)