فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کثیرالجماع

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیرالجماع ‎kasiroljemâ’‎
(صفت) (درمورد انسان یا حیوان) که بسیار نزدیکی و مقاربت کند. حریص بر مجامعت.
ق۱۲. فساد هوا بیشتر کسی را افتد و اثر کند که کثیرالجماع و ضعیف‌القوی و مفتوح‌المسام بود و بدن وی از اخلاط ردیئه ممتلی باشد (ارزانی، ۳‏/۸۴۸‏) ║ کسانی که اکثر متضرّر می‌گردند از وبا، مردم کثیرالجماع ضعیف‌القوا و مفتوح‌المسامّ‌اند که ابدان ایشان ممتلی از اخلاط باشد (عقیلی خراسانی۱، ۲‏/۹۲۴‏) ║ ق۱۳. کفتار... ضعیف‌القلب و کثیر‌الجماع و حریص بر آن می‌باشد. مرور نمی‌کند به آن حیوانی از نوع خودش مگر آن‌که بر آن بالا رَوَد (نوری، ۳‏/۱۵۴‏)

معنی کثیرالجماع | فرهنگ جامع زبان فارسی