وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
پردخل pordaxl [<← پر + دخل>]
(صفت) دارای درآمد و سود بسیار.
ق۷. دوش دیدم صاحب پردخل خرجانگیز را / آتشی بر سر چو شمع و تافته دل چون سراج (شمسالدین حدادی: عوفی۱، ۲/۵۱۴) ║ ق۱۳. در هر شهری یک کارخانهآقاسیِ پردخلِ کمخرج ... باید که ... مالیات و حقوق دیوانی را ... جمع نماید (رستم الحکما، ۱۷۲) ║ ۱۳۲۱ش. هرجا دِه خالصۀ کمخرج پردخلی بود، فرمان مالکیت صادر کردند (عبدالله مستوفی، ۲/۱۲) ║ ۱۳۳۴ش. بوتهفروشی در شب چهارشنبه کاسبی پردخلی بود ... مردم میخریدند و میبردند (نفیسی۱، ۵۱۸) ║ ۱۳۵۰ش. اشتغال روزافزون اَشراف به کارهای پردخل و حیثیتآور ... موجبات هوسرانی و هوسبازی خانمها را ... فراهم میسازد (راصع، ۵۱)