فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کثیرالخیر

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیرالخیر ‎kasirolxeyr‎
(صفت) ۱. (درمورد کسی) که بسیار به دیگران خوبی کند.بسیار بخشنده و نیکوکار.
ق۹. یا غیاث‌المستغیثین یا کریم/ یا کثیرالخیر یا رب یا رحیم (قاسم انوار، ۳۶۷) ║ ق۱۰. زیدبن‌الحسن علیه‌السلام بسیار جلیل‌القدر و کریم‌الطبع و کثیرالخیر بود (خواندمیر۱، ۲‏/۳۲‏) ║ ق۱۴. شیخ قطب‌الدین محمد ایجی... عالم عارف، کثیرالخیر، دائم‌الذکر، صاحب قلب سلیم و طریق مستقیم بود (حسن فسایی، ۲‏/۱۳۷۴‏)
۲. (درمورد جایی) که منفعت بسیار از آن حاصل شود. سودمند.
ق۹. موضعی است کثیرالخیر و نعمت‌های ارزان و فراوان دارد و از حصن‌های منیع است (حافظ ابرو۴، ۱‏/۳۷۳‏) ║ باید که چون این مجلس کثیرالخیر انتظام یابد اخوان درحضور در آن تقصیر ننمایند و بی‌عذر صحیح از آن تخلف نکنند (عبدالله قطب، ۲۹۱)

معنی کثیرالخیر | فرهنگ جامع زبان فارسی