وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هارمونی hârmuni, -mo [گونۀ دیگر: آرمونی]
(اسم) ۱. سازگاری و هماهنگی (دارای معادل مصوب فرهنگستان، ۱۳۸۴، هماهنگی) ؛ آرمونی۱.
۱۳۱۲ش. اصول مادی در اروپا میخواهد به علوم و صنایع و اجتماعات و هنرها یک هارمونی و هماهنگی بدهد (تقی ارانی: آرینپور۲، ۷۱) ║ ۱۳۴۲ش. برای رنگهای مایل به اُخرایی و گُلماشی هیچ رنگ دیگری بهجز فیروزهای نمیتواند هارمونی لازم را به دست دهد (اکبر تجویدی: هنر و مردم، ش۷/۲) ║ ۱۳۸۲ش. مدرنیستها دربرابر بنیادگرایان به موضعگیری پرداخته و اصول پایهای تفکرات خویش را در هارمونی با لائیسیته تبیین کردهاند (حسن فرشتیان: حکومت اسلامی، ش۲۹/۲۴۵)
۲. (موسیقی) دانش تحلیل و آفرینش موسیقی چندصدایی، بر اساس فواصل مطبوع و قوانین وصل آکوردها ؛ آرمونی۲.
۱۳۱۷ش. مقررات و برنامۀ شعبۀ مخصوص تحصیل موسیقی نظام: ...
برنامۀ مقدمات تخصص دورۀ متوسطه ... هارمونی عملی و مودولاسیون، دیکته موسیقی (مقررات و برنامۀ شعبۀ مخصوص تحصیل موسیقی: تعلیم و تربیت، ش۳-۴/۱۰۵) ║ ۱۳۶۸ش. چرا ما سنت هارمونی غرب را بپذیریم و ملودیهای خودمان را نابخردانه با آکوردهای اخذشده از تُنها و نه مُدها، که هیچگونه سر سازگاری با موسیقی ملی ما را ندارند، بیاراییم؟ (مرتضی حنانه: فارابی، ش۴/۱۳۷) ║ ۱۳۹۰ش. وقتی به هارمونی بعد از رنسانس و باروک نگاه میکنی، اولین کاری که میکند این است که میگوید من یک وصل چهار به پنج دارم و کادانس (کیاوش صاحبنسق: مقام موسیقایی، ش۳/۲۶۳)