فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

اباحیت

وضعیت: «تأییدشده»
اباحیت ‎ebâhiy(y)at‎ [<از عربی اباحیّة>]
۱. ⇅ اباحه‌گرایی.
۱۳۵۳ش. گروهی از متجددان عصر حاضر ... با اسلام میانۀ خوبی ندارند و از هر چیزی که بوی اباحیت بدهد ... به‌شدت استقبال می‌کنند (مطهری۱، ۱۹۲) ║ ۱۳۷۸ش. مگر می‌توان گفت که آزادی‌خواهی با اباحیت یکی است؟ (رضا داوری: کتاب ماه ادبیات و فلسفه، ش۲۱‏/۶‏) ║ ۱۳۹۱ش. برای توجیه اباحیت و لاقیدی ... برای گسترش شریعت‌ستیزی بهترین راه کدام است؟ (محمدحسین کیانی: مطالعات معنوی، ش۴و۵‏/۷۱‏)
۲. ⇅ اباحه ‏۱(به این معنی ساختۀ فارسی‌زبانان است).
۱۳۷۱ش. دولت از علما ... می‌خواهد که ضمن تلگرافی به میرزای شیرازی حکم به اباحیت تنباکو را خواستار شوند (ابوالحسن مطلبی:‌ نور علم، ش۴۳و۴۴‏/۱۰۷‏) ║ ۱۳۸۵ش. می‌توان حکم قاطع برای هر نوع فعالیتی صادر کرد که واجد خصوصیت سالب اباحیت و مشروعیت قانونی مندرجه است و آن را غیرنافذ و باطل اعلام نمود (محمود جامساز: بانک و اقتصاد، ش۷۱‏/۶۵‏) ║ ۱۳۸۶ش. بانک‌ها ... درعمل مرتکب اعمالی می‌شوند که ظاهراً دارای اباحیت قانونی و عرفی است (مهدی شبروی: بانک و اقتصاد، ش۸۶‏/۳۸‏)

معنی اباحیت | فرهنگ جامع زبان فارسی