فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

گاوه

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
گاوه ‎gâva,-ae‎ [گونۀ دیگرِ گوه]
⇐ گوه‏‌دو‌..
ق۱۴. در مشرق رود سوم شکاف مثلثی مانند گاوه که با چکش وسط چوب فرو برده و آن را دو پاره می‌سازد در میان خطوط فرانسه و انگلیس ایجاد و آن دو را از هم جدا کرده امداد این دو قوه را با یکدیگر مشکل و غیر‌ممکن سازد (عین‌السلطنه، ۷‏/۵۲۰۹‏) ║ ۱۳۶۸ش. یک دست ارّه‌کش ... ابزار کارشان یکی‌ دو ارّۀ بلندِ دوسره که دسته‌هایشان خلافِ ارّه‌ دستی در عرض قرار گرفته‌ بود و خرکی سه‌پایه‌مانند الوار و تنۀ درخت را درمیانِ آن قرار بدهند و چند گاوه که میان بَرَش کوبیده چاک آن را گشوده کار ارّه را سهل بکنند و نیروی بدنی‌ای کافی که آن عمل سنگین را از پیش ببرد (شهری۲، ۲‏/۶۵‏)

معنی گاوه | فرهنگ جامع زبان فارسی