فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

صاحب‌السجن

وضعیت: «در حال ویراستاری»
صاحب‌السجن ‎sâhebasejn‎
(اسم) زندانبان.
ق۹. ساقی قصۀ یوسف را به وجهی که از وی شنیده‌بود معروض گردانید، و ریّان از استماع این کلمات در شگفت مانده، صاحب‌السجن را طلب نمود، زندانبان حاضر شد، ملک فرمود: جوانی بدین صفت در زندان است (معین‌الدین فراهی، ۵۳۶) ║ ق۱۰. جشنی ترتیب داده عوراتی را که در حبالۀ نکاح ساقی و خوانسالار و حاجب و میراخور و صاحب‌السجن پادشاه بودند با جمعی دیگر از نسوان مصریان احضار فرمود (خواندمیر۱، ۱‏/۶۶‏)

معنی صاحب‌السجن | فرهنگ جامع زبان فارسی