وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
عشقه ašaqe [(امروزه در خاف اژغک میگویند)]
(اسم) (گیاهشناسی) گیاه همیشهسبز علفی و گاه درختچهای از تیرهٔ عشقهایان، با ساقههای نرم و بالارونده، برگهای سبز قلبیشکل، و گلهای کوچک زرد مایل به سبز که معمولاً در حیاط منازل و پارکها کاشته میشود و درصورت مجاورت با سطحی عمودی مانند دیوار یا درخت از آن بالا میرود و به آن میچسبد و درغیراینصورت بر سطح زمین گسترده میشود ؛ ازغج (azqaj, -qej, -qoj (?))؛ اژغی؛ افزغج؛ افژغنج؛ اوغی؛ فزغند (fazqand, -qend, qond(?))؛ فژغند.
ق۵. سَن، عشقه بُوَد که بر درخت پیچد، سِرند و کشور نیز گویند (اسدی۲، ۴۰۰) ║ ق۶. صفت شیافی کی معتمدان آزمودهاند: بگیرند عشقه و این نباتی است کی بر درخت پیچد و درخت را خشک کند آن را در دیگ مسین نو آبنارسیده بپزند و بمالند و بپالایند و باز بپزند تا سطبر شود، پس در طاسی کنند (جرجانی۱، ۴۹۱) ║ ق۷. عشق را از عشقه گرفتهاند و عشقه گیاهی است که خود را بر درخت پیچد و تا آنگاه که درخت را خشک نکند دست از او ندارد (عوفی۱۰، ۳۲۷) ║ ق۸. عشقه گیاهی باشد که در هر درخت که پیچد آن را خشک کند و لباس خضرت و طراوت را از وی بستاند (زنگی بخاری۲، ۱۳۸) ║ ق۹. زیرا که عشق از عشقه گرفتهاند و عشقه درختی است که این خاصیت دارد و به فارسی آن را مهرگیا خوانند (شجاع، ۱۴۳) ║ ق۱۱. علاج دیگر آن است که سه روز بهتواتر هم، هر روز دو درم زرنیخ با قدری سبوس و عشقۀ بی برگ ... یا تخم او را ریزه کرده و خشک نموده، در میان جو به خورد اسب دهند و با آرد جو خمیر کرده، در گلوی اسب اندازد (بیگدلی، ۲۶۲) ║ ق۱۲. لبلاب ... آن را فربوله و به یونانی تنبایس و قسوس و به عربی عاشقالشجر و علیق و حبلالمساکین و عشقه و حلبوب و به شیرازی هرسه نامند (عقیلی خراسانی، ۷۷۵) ║ ق۱۳. باغ عمارت را گردش کردیم ... دیوار هر مرتبه را از درخت عشقه که به چنار میپیچد و همیشه سبز است کاشتهاند (ناصرالدین شاه۵، ۳۳۹) ║ ق۱۴. درخت عشقه که همه اوقات در تابستان و زمستان سبز است بر آن محجد آهنی کشیده و پیچیدهاند (حاجی پیرزاده، ۱/۱۹۶) ║ ۱۳۱۵ش. مانند گیاه عشقه که هیچگاه از درختی که به آن پیچیده بالاتر نمیرود، بلکه غالبأ چون به سرِ آن رسید به زیر برمیگردد و تنزّل میکند (فروغی، ۱/۲۸۱) ║ ۱۳۳۸ش. بهار، نفَس مسیح در طبیعت دمیدهبود، ... عشقهها و نیلوفرها دورِ تنۀ درختها و چوببستها، چپ و راست پیچیده و از بالاسر به هم آورده و سایهبانهای زیبائی تشکیل داده بودند (محمود۶، ۳۸) ║ ۱۳۶۸ش. مناظری از روی پرده میگذشت. رودی با آب راکد، زیر درختان تناور، و انبوه درهمتنیدۀ عشقهها در دُوروبَر آنها (نجفی۱، ۱/۵۴۱)