فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فازاستاده

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
فازاستاده ‎fâzestâde, -’estâde‎ [جمع: فازاستادگان]
← ایستاده ‏‌دو‌. ۱۱، بازایستاده‏‌یک‌. ۳.
ق۴. نبود آن‌کس‌ها را که کافر شدند از اهل‌ توریت و مشرکان مکه فازاستادگان به محمد تا بیامد بدیشان پیدایی (قرآن پارس، ۴۳۵)

معنی فازاستاده | فرهنگ جامع زبان فارسی