فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

آداپته

وضعیت: «تأییدشده»
آداپته ‎âdâpte‎ [گونۀ دیگر: اداپته؛ <از فرانسوی ‎adapté‎>]
(صفت)
آداپته شدن
۱. (معمولاً با حرف اضافهٔ با) سازگار و منطبق شدن با اوضاع و احوال جدید.
۱۳۷۹ش. این جناح‌ جهان‌بینی‌اش نو نبود، بلکه از یک جهان‌بینی کهنه‌ و سنتی که قدرت آداپته شدن با شرایط را نداشت پیروی می‌کرد (هاشم آغاجری: آزما، ش۱۰‏/۱۱‏) ║ ۱۳۸۷ش. قهرمانی در لیگ باشگاه‌ها به عوامل مختلفی بستگی دارد ... عوامل بیرونی نیز سیستم را تهدید می‌کند، مانند موفقیت‌ رقیبان، تغییرات آب‌و‌هوایی، آداپته شدن یا تطبیق‌پذیری‌ با وضعیت‌های جغرافیایی مختلف (آرزو عطایی: گزارش، ش۱۹۸‏/۳۱‏)
۲. مجهولِ آداپته کردن۲.
۱۳۶۳ش. نوشته‌های این نویسنده را به فارسی برمی‌گرداندند و یا تحت‌ تأثیر نوشته‌های او اثری مشابه می‌نوشتند و یا به‌طور کلی از اسکلت نوشتۀ وی در جهت دیگری استفاده می‌کردند و به قولی آداپته می‌شد (ناشناس: نمایش، ش۳‏/۲۰‏) ║ ۱۳۷۷ش. تئاتر، پس از ورود به این سرزمین، چنان پیش‌ رفت که‌ همگان فراموش کردند روزگاری را که مولیر آداپته شده بود و اپوزوسیون روشنفکرگرایی در عدۀ محدودی فرنگ‌رفته و فرانسه‌دان شکل می‌گرفت (محمدرضا الوند: صحنه، ش۱‏/۱۲‏)
آداپته کردن
۱. (معمولاً با حرف اضافۀ با) (درمورد چیزی) سازگار و منطبق کردن آن با اوضاع و احوال جدید.
۱۳۵۰ش. در انطباق و آداپته کردن دو فرهنگ و مخصوصاً دو ارزش هنری ... مشکلات بسیاری وجود دارد (احمد فتوحی: نگین، ش۷۴‏/۱۷‏)
۲. (رادیو و تلویزیون، سینما، نمایش) سازگار کردن اثری با اوضاع و احوال فرهنگ مقصد با اقتباس مؤلفه‌هایی از آن فرهنگ؛ آداپته نمودن.
۱۳۷۳ش. اکثراً کارهای مولیر را آداپته می‌کردند (لُرتا:‌ کلک، ش۴۹-۵۰‏/۲۱۹‏)
آداپته نمودن
⇅ آداپته کردن‏۲.
۱۳۸۵ش. نگاه اجراهای برشت بر اساس تماشاگر است. برشت از زاویۀ دید بازیگر نگاه می‌کند، آثار را آداپته می‌نماید (سیامک صفری: نمایش، ش۸۱‏/۲۱‏)

معنی آداپته | فرهنگ جامع زبان فارسی