فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ا، ﺎ

وضعیت: «تأییدشده»
ا، ﺎ ‎â, a, o, e, ø‎ [(«ا» در پایان کلماتی مانند آوازا (مثلاً رونق المجالس، ۱۰)‌ و بسیارا (مثلاً رونق المجالس، ۷۹) نشان‌دهندۀ مصوّت خنثای ə است که به â بدل شده‌است. در پایان بعضی کلماتِ مختوم به a- نشانۀ اشباع همان a- است که در پایان کلمه، بلندتر از پایان هجاهای درونی است، مانند پاشنا (مثلاً قرآن پاک، ۱۱۲) و همارا (مثلاً تفسیر طبری، ۳/۷۵۴). در برخی متون کهن، ظاهراً به تقلید از عربی، به پایان کلماتی که به ū (واو معروف) و ō (واو مجهول) ختم می‌شوند، اضافه شده و نشان‌دهندۀ مصوّت بلند قبل از خود است، مانند آرزوا (مثلاً تفسیر عشر، ۶۷)، توا (مثلاً بستان العارفین، ۲۷۶)، زانوا (مثلاً مختصر نافع، ۴۰)، نیروا (مثلاً قرآن پارس، ۲۳۷))]
(اسم) یکی از صورت‌های نخستین حرف از الفبای فارسی ؛ ⇅ الف.

معنی ا، ﺎ | فرهنگ جامع زبان فارسی