فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

نام‌خوار

وضعیت: «در حال ویراستاری»
نام‌خوار ‎nâmxâr‎
‌یک‌. (اسم) (گاه‌شماری)
ق۱۳. سال مَلِکی را ... نامِ ... روزها ... وضع کرده‌اند ... جشن‌ساز، بزم‌نه، سرفراز، کش‌نشین، نوش‌خمار، عمرزای، رخ‌فروز، مال‌بخش، زرافشان، نام‌خوار، رزم‌جوی، کینه‌کش، تیغ‌زن، دادده، دین‌پژوه، دیو‌بند (نوری، ۱‏/۱۳۵‏)
‌دو‌. (صفت) به نظر می‌رسد قابلیت مدخل شدن را ندارد.
۱۳۳۰ش. زشتنامان چو نامدار شوند / اهل ناموس و نام‌خوار شوند (بهار، ۲‏/۸۶۳‏)

معنی نام‌خوار | فرهنگ جامع زبان فارسی