وضعیت: «در حال ویراستاری»
بااسمورسم bâesmorasm
(صفت) ← اسمورسمدار.
ق۱۴. طایفۀ جمهوری کلیسا را از دست کشیشها گرفته حالا زیر کلیسا را قبرستان ... مردمان بااسمورسم نمودهاند (حاجی پیرزاده، ۱/۲۱۴) ║ ۱۳۲۱ش. در این وقت دو وزارتخانۀ بااسمورسم در کشور وجود داشت و آن وزارت مالیه و وزارت جنگ بود (عبداللّه مستوفی، ۱/۴۸۹) ║ ۱۳۴۳ش. تشریفات ورود حاکم بهخصوص یک حاکم بااسمورسم و پرجذبه چنین بود (نامور، ۵۴) ║ ۱۳۶۲ش. لابد علیاکبر حاجپسند کس دیگری را برای دخترش زیر سر کرده؟ شاید یک گوسفنددار کُرد، از ایلیهای خودشان؟ یا یک اربابزادۀ بااسمورسم؟ (دولتآبادی۱، ۱/۳۷۹) ║ ۱۳۹۷ش. متأسفانه وقنی موضوعی دربارۀ دانشگاه است اولویت ندارد ولی اگر طرحی بااسمورسم مطرح باشد هرچه پول لازم است در آن ریخته میشود (مهدی گلشنی: کیهان فرهنگی، ش۳۸۰-۳۸۱/۱۷)