وضعیت: «در دست علوم انسانی»
وابسته vâbaste
(اسم) ۱. (دستور) الف- عنصری از یک گروه نحوی که در ارتباط نحوی با هسته قرار دارد و حضور آن، بسته به ویژگیهای هسته، ممکن است اجباری یا اختیاری باشد برای نمونه «کارهای هنری» در گروه اسمی «انجام کارهای هنری» وابستۀ اجباری هستۀ گروه، یعنی «انجام» است و «هنری» در «کارهای هنری» وابستۀ اختیاری هستۀ گروه، یعنی «کارها» است ؛ قس: هسته۱۵ الف.
ب- در صرف، جزئی از واژۀ مرکب درونمرکز که به مشخصتر یا محدودتر شدن معنای هسته کمک میکند مانند «دندان» در «دندانپزشک» ؛ قس: هسته۱۵ ب.
۲. (مصوب فرهنگستان، ۱۳۱۷، در برابر آتاشه)