فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

اباالفضل

وضعیت: «تأییدشده»
اباالفضل ‎abalfazl‎ [گونۀ دیگرِ ابوالفضل]
⇐ ابوالفضل.
یا اباالفضل
⇅ یا ابوالفضل.
۱۳۶۵ش. با خود گفت: یا اباالفضل! دوباره چه خبر شده؟ نکنه مردم بریزن شیشه‌های بنگاه منو بشکنن (رنجبر گل‌محمدی: تربیت، ش۱۴‏/۱۰‏) ║ ۱۳۷۶ش. خانم ایشان با دیگران خیلی درشت صحبت می‌کرد... با خودم گفتم: یا اباالفضل! ما امشب قرار است برویم خانۀ این آقا و خانم شام بخوریم؟ حتماً دعوایشان خواهد شد (سیروس میر: ایران‌نامه، ش۵۸‏/۲۴۴‏)

معنی اباالفضل | فرهنگ جامع زبان فارسی