فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کثرت‌دستگاه

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثرت‌دستگاه ‎kasratdastgâh‎
(صفت) (درمورد لشکر) پرشمار. دارای نفرات زیاد.
ق۱۰. ارسلان شاه سپاهی کثرت‌دستگاه به حرب سلطان فرستاده بسیاری از غزنویان بردستِ لشکر خراسان کشته شدند (خواندمیر۱، ۲‏/۳۹۸‏) ║ اینانج... به‌سببِ امداد خوارزم شاه با سپاهِ کثرت‌دستگاه به‌صوبِ عراق شتافته... رزمی قوی روی نمود (خواندمیر۱، ۲‏/۵۳۵‏) ║ چون مکرر از درویش محمد خان حاکم شکی مخالفت ظاهر گشته‌بود، شاه دین‌پناه با سپاه کثرت‌دستگاه عازم شکی شده در بلدۀ ارش نزول اجلال نمود (روملو، ۳‏/۱۳۴۰‏)

معنی کثرت‌دستگاه | فرهنگ جامع زبان فارسی