وضعیت: «در حال تأیید»
طیفنگار teyfnegâr
(اسم) ۱. (فیزیک) دستگاه طیفنمایی که پس از تجزیهٔ تابش ورودی، طیف حاصل از امواج الکترومغناطیسی تشکیلدهندهٔ آن تابش را بر روی کاغذ یا فیلم عکاسی یا به صورت رقمی (دیجیتال) در رایانه ثبت میکند ؛ اسپکتروگراف ۱؛ بینابنگار.
۱۳۱۳ش. ژ.ژ. تمپسن با تحقیق در این ایونها به پیشرفت بزرگی نایل شد. ... دستگاهی که در تجربهٔ خود به کار برده بود طیفنگار جرم میخواند (داود منشیزاده: مهر، ش۱۱/۹۱۵) ║ ۱۳۴۷ش. آسمان که پرشگاه خیال شاعر و پیمبر بود، به آزمایشگاه طیفنگارها و دوربینهای الکترونیک بدل گردید (آن روزگار و این روزگار: کاوه، ش۲۲/۲۰۵) ║ ۱۳۷۴ش. لاکییر تلسکوپ ششاینچی خود را به سویِ خورشید نشانه گرفت و نور آن را با طیفنگار مورد سنجش قرار داد (از دنیای علم و فن ...: گزارش، ش۵۴/۶۵) ║ ۱۳۸۹ش. وسیلهای به نام طیفنگار وجود دارد که امکان مشاهدۀ نور تجزیهشده به شکل رنگهای رنگینکمان از بنفش پررنگ تا قرمز پررنگ برای ما فراهم میکند (هادی مازوچی: کتاب ماه علوم و فنون، ش۱۲۶/۱۶)
۲. (فیزیک) دستگاهی الکترونیکی که با آن از طیفِ توزیع انرژیهای امواج صوتی تشکیلدهندهٔ یک صوت، برحسب بسامد و زمان امواج، تصویری بر روی کاغذ یا به صورت رقمی (دیجیتال) در رایانه ثبت میکنند ؛ اسپکتروگراف۲.
۱۳۵۲ش. نگارنده با آزمایشهای متعدد به وسیلهٔ دستگاههای دقیق آزمایشگاهی مانند نوساننما و طیفنگار صوتی مصوتهای فارسی را بررسی و اندازهگیری کردهام (ساسان سپنتا: دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، ش۹/۶۵) ║ ۱۳۶۹ش. یکی از اولین آزمایش ها برای حصول اعتماد به کار دستگاه آن بود که طیفنگاشتهٔ گفتار واقعی محصول دستگاه طیفنگار را زیر آن قرار دهند تا آن را تبدیل به صوت گفتاری کند (ساسان سپنتا: مجموعه مقالات دانشگاه علامه طباطبایی، ش۶۱/۱۱۹) ║ ۱۳۹۴ش. اگر یک دستگاه طیفنگار داشته باشیم و چند بار پشت سر هم این واژه را در میکروفن تولید کنیم، میبینیم که همین واژه را در هر بار به شکل دیگری تولید کردهایم (مهرکش - قائمینیا: ذهن، ش۶۳/۹۵)