فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شدوید

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شدوید ‎šaddoyad(d)‎ [صورت نحوی: شد و ید؛ صورت مشابه: یدوشد]
(اسم) (ظاهراً) چیزهایی که دست‌یابی به آن‌ها نشانۀ رسیدن به درجۀ بالایی در تصوف است.
ق۱۱. باباسلطان قلندر قمی که از درویشان تکیه‌دار صاحب‌ شدوید است (اسکندر بیک، ۲‏/۱۵۰۲‏) ║ تا بابای‌عمرو به ملازمت و خدمت حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نرسید، کار وی تمام نشد. چنان‌که از نظر شاه ولایت درجه و مرتبه یافت و میان بسته و صاحب شد[و]ید شد (رسالۀ شاطران: فتوّت و اصناف، ۱۲۶)

معنی شدوید | فرهنگ جامع زبان فارسی