وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هرزاب harz(’)âb [گونۀ دیگر: ارزاب، هرزابه؛ املای دیگر: هرزآب؛ <← هرز + آب۱>]
(اسم) ۱. آبی که بر روی زمین رهاست و آبگیری میسازد که محل جمع آمدن و صید پرندگان آبزی است.
ق۵. بازیاری آن بوَد که ریش بر زمین باید نهاد بهسبب هندای شکار مرغآبی، چه آنکه در جوی و کاریز تنگآب باشد و چه آنکه در هرزآب باشند (ابوالحسن نسوی، ۱۰۸) ║ آنچه در فراخآب و هرزآب رانند پیش طبل کنند، یعنی که هنوز باز دور بوَد که طبل زنند تا بلندتر برآید به بانگ طبل (ابوالحسن نسوی، ۱۰۸)
۲. آب اضافی آسیاهای آبی که از مجرای چوبی متصل به آن خارج میشود.
ق۶. وحدی از آن میشود با زمینی که معروف است به عبدالله بن ابی بکر بن موسی قدیماً و اکنون معروف است به خداداد بن سلیمان وحدی با ایرشیب این آسیا و جوی هرزآب و زمینی که معروف است به باغ دز (سند تربت نظام: یغما، ش۳۴۱، ۶۷۲) ║ ق۱۰. در پهلوی ناو چرخ، ناو دیگر هست که آن ناو هرزآب است به زبان اهل عراق و پرچاپگاه به زبان اهل خراسان (محمد حافظ، ۱۳۰) ║ ۱۳۴۳ش. اگر مازادی برای آب پشت بند بوده از مجرای هرزآب بند که در طرف چپ بالای بند وقوع دارد به مجاری قریهٔ آبکوه جریان میدادند (عبدالحمید مولوی: نامهٔ آستان قدس، ش۱۸، ۴۵) ║ ۱۳۵۸ش. دولت افغانستان در فصل بهار هرزآب سدهای رود هیرمند را رها میکند به طرف دشت سیستان (ولیالله درودیان: نگین، ش۱۶۷، ۳۶)
۳. آب باران و برف و سیلاب که روی زمین یا در رود و جوی در فصل زمستان جاری و رهاست و به مصرف کشاورزی نمیرسد و آب اضافه که از کشتزارهای سیرابشده خارج میشود و به زمینهای بایر میرود.
ق۹. چون آب را در ایّام زراعت نمیگذارید که بهجانب ما آید، هرزآب زمستانی نیز به شهر و جانب ما روانه مکنید (حسن قمی، ۴۸) ║ ق۱۲. عجب سیلاب پرآبوتابی که عالمی در اضطراب دست از جان شستند ... لیلیصفتان خیمهچادر چون مجنون آشیان بر سر در خرام و شیرینطلعتان شکردهان در حفر نهر هرزاب در فرهادی تمام (محمدابراهیم نصیری، ۳۲۶) ║ ق۱۴. آیا سزاوار بود که آب و املاک هرکس را که بتوانی محض ازدیاد کشت به اراضی سپرده به خود ببری، مشروب نمائی و محض تسعیر و گرانی جنس، آب را هم در هرزاب گذاری که املاک زیردست مبادا کشت شود و قیمت جنس تنزل نماید؟ (جمالالدین اصفهانی: ارمغان، ش۵، ۳۷۷) ║ ۱۳۳۷ش. با هرزاب بهاره آبانبار زیر حوض را میانباشتند که تلمبهای سرش بود (آلاحمد۱، ۳۷) ║ ۱۳۶۶ش. بیش از ۵۰ درصد نزولات آسمانی، بهخصوص بارانها، بهصورت هرزآب از دسترس خارج میگردد (نقش دولت در توسعهٔ صنایع کوچک: جهاد، ش۱۰۱/۲۱) ║ ۱۳۹۰ش. حتی در زمان حاضر هم در ترسالیها از این مسیرها هرزآبها بهسمت دریاچهٔ نمک جاری میشوند (مقصودی- علمیزاده: جغرافیا، ش۲۸/۱۷۳)
۴. فاضلاب و پساب خانه، کارخانه و مانند آنها و هر گونه آب اضافه و آلودهٔ ناشی از کارهای فنی و صنعتی یا شستوشو و مانند آن.
ق۱۴. در هنگام لجنکشی حوض و آبانبار ... حُمُیّات نایبه و غیره در ساکنین حول و حوش آنجا بروز عمومی پیدا کرده است. از هرزآب خانه نیز به همین ادلّه باید نهایت احتیاط را نمود (ناصرالحکما، ۱۲۰) ║ ۱۳۴۸ش. با یک دست، قاشق چایخوری و به دست دیگر، نعلبکی میگرفتند و سرشان را کج میکردند و با قاشق چایخوری، دمبهدم آب وسمه را به ابرو میدادند که هرزآب آن به نعلبکی میریخت (کتیرایی۱، ۳۲۶) ║ ۱۳۵۷ش. کارخانهدارش هرزاب کارخانهاش را توی رودخانه ول میکند و بهجای آب کثافت میان شهر راه میاندازد. آدم بیسرمایهاش هرزاب خانه و گندابروَش را توی نهری سر میدهد که چهار قدم پایینتر از خانهٔ او مردم در آبش لباس میشویند (شهدادی۱، ۲۵۵) ║ ۱۳۷۷ش. انجام فعالیتهای زراعی تقریباً در دوسوم سال باعث انتقال مواد آلی و شیمیایی مورد استفاده در کشاورزی منطقه از طریق هرزآبها به طور مستقیم به دریا و به واسطهٔ رودخانهها میگردد (افشین دانهکار: مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، ش۲۱، ۱۲۴)
۵. آب استخراجشده از چاه تازهحفرشده که گلآلود و آلوده به رسوبات است.
۱۳۴۶ش. زمین سنگهبن پیش از راه افتادن چاه شخم شده بود و بذر ینجه هم پاشیده بودند که با هرزاب اول چاه، کرتهای اولش را آب داده بودند که دوغاب سرخ رنگی بود (آلاحمد۱۵، ۲۷۳)