فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ذغال‌فروشی

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
ذغال‌فروشی ‎zoqâlforuši‎
طبق شیوه‌نامه، ترکیباتی از این دست با جزء "فروش و فروشی" مدخل نمی‌شود.
۱۳۴۹ش. وعدة دیدار به جهنم، بولوارِ مالکِ دوزخ، کوچة علی‌اصغرِ قاتل جنبِ ذغال‌فروشیِ یزید (پزشکزاد۱، ۲۵۵) ║ اگر یک‌وقت کاری داشتید، واکس، نیم‌تخت، دُوره‌گیوه، ما دوتا کوچه پایین‌تر پایینِ آن ذغال‌فروشی هستیم (پزشکزاد۱، ۲۶۱) ║ ۱۳۶۸ش. ذغال‌فروشی شغلی بود مانند تمام مشاغل... و وسیلۀ حملشان گردۀ قاطرهای مازندرانی که هر چهل‌پنجاه منشان را در دو جوال باریک قاطر نموده روانه طهران بکنند (شهری۲، ۳‏/۶۶۳‏) ║ ۱۳۷۱ش. معمولاً دو نوع ذغال در ذغال‌فروشی‌ها به‌فروش می‌رسید، نوعی همین ذغال جنگلی که نوع مرغوب آن بود که پرمغز و بادوام بود... و نوعی به‌اسمِ ذغال باغی که از درختان باغ‌های اطراف... به‌دست می‌آمد (شهری۱، ۴‏/۴۷۱‏)

معنی ذغال‌فروشی | فرهنگ جامع زبان فارسی