فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کثیراً

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیراً ‎kasiran‎
(قید) به مقدار زیاد. بسیار.
ق۱۳. کلامِ مسیح در شما کثیراً واقع شود و به‌کمالِ دقّت یکدیگر را تعلیم و اندرز نمایید (فاضل همدانی۲، ۴۱۷) ║ هرچه جایز است از اشربه از همۀ اقسامش، پس هرچه تغییر ندهد عقل را کثیراً پس قلیل و کثیر آن حلال است (نوری، ۱‏/۵۶۴‏) ║ ق۱۴. در طهران و سایر دیار ایران مردم کم‌خبرت بی‌دیانت به‌مجرد اطلاع از اسامی بعضی ادویه و القاب پاره‌ای امراض به کار معالجت می‌پرداختند و مردم را در تهلکه می‌انداختند و کثیراً از این رهگذر اسباب اتلاف نفوس و ازهاق ارواح فراهم می‌شد (اعتمادالسلطنه، ۱‏/۱۵۶‏) ║ امروز مقتل و اوراق روضه‌خوانی کثیراً به‌ دست آید (تربیت، ۲‏/۱۵۹۴‏)

معنی کثیراً | فرهنگ جامع زبان فارسی