فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هرزابه

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هرزابه ‎harz(’)âbe‎ [گونۀ دیگرِ هرزاب؛ <← هرزاب + -ـه>]
۱. ⇐ هرزاب‏۳.
۱۳۴۴ش. هنگامی که هر برهوت بُستانی شد / و باغی/ و هرزآبه‌ها هریک راهی برکه‌ای شد / چرا که آدمی طرح انگشتانش را / با طبیعت در میان نهاده بود (احمد شاملو: جستارهای زبانی، ش۱۲‏/۶۴‏) ║ ۱۳۹۴ش. آبخیزداری به معنای مدیریت کردن سیلاب‌ها، هرزابه‌ها، افزایش ذخایر سفره‌های زیرزمینی و جلوگیری از فرسایش خاک است (خبرگزاری ایسنا: اینترنت)
۲. ⇐ هرزاب‏۴.
۱۳۸۱ش. اکنون / در هر کرانه‌اش / هرزابه‌های چرکین جاری است / از کارخانه‌ها، سوی دریا / بر خاک‌های هرز نمک‌فرسود (نیاز یعقوب‌شاهی: چیستا، ش۱۹۴ ـ ۱۹۵‏/۳۹۰‏)