وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
داءالفیل dâ’olfil [املای دیگر: داالفیل؛ <عربی>]
(اسم) ۱. (پزشکی کهن) نوعی بیماری که در آن پاها، بهویژه ساق پا ورم میکند و سخت و سفت و سرخ و سپس سیاه میشود ؛ داء/دای فیل ۱؛ قس: فیلپایی.
ق۴. باب داالفیل: و مر پایان را یکی بیماری بُوَد دیگر که یک پای یا هردو پای چندانی بیاماسد که به پایِ پیل ماننده گردد (اخوینی، ۵۷۹) ║ ق۵. عدس سرد است و خشک اندر درجۀ دوم ... و چون مدام خوری داالفیل آورَد و سرطان و آماسهای سودایی (موفّق هروی، ۲۲۵) ║ ق۶. هرگاهکی سپرز سودا جذب بکند اندر تن مردم بیماریهای سودایی تولد کند، چون قوبا و داالفیل و دوالی و مالیخولیا و جذام و بَهَق اسود و بَرَص اسود (جرجانی۱، ۵۵) ║ ق۷. پودنه ... تافتنِ شکم را و دشواری نفس را و ... بیماری[ای] که او را داءالفیل گویند ... را منفعت کند (ابوبکر کاسانی، ۲/۹۴۶) ║ ق۸. هرگاه که طحال جذب غذا کماینبغی نکند، موجب تولد امراض سودایی شود، مثل جرب و قوباء و داءالفیل و جذام و مالیخولیا و برص اسود و بهق اسود و ورم طحال (ابوالمجد بیضاوی، ۲۹۹) ║ ق۹. داءالفیل: زیاد شدن قدم و ساق که مانند پای پیل شود (بدیعات اختیاری، ۱۰۷) ║ ق۱۰. داءالفیل یعنی بیماری[ای] که ساق پای چون پای فیل بزرگ گردد (یوسفی هروی: طب یوسفی، ۱۰۶) ║ ق۱۲. امراض را لاحق میگردد تسمیه به چند وجه: از جهت تشبیه؛ مانند داءالأسد که جذام است ... و همچنین داءالحیه و داءالثعلب و داءالفیل (عقیلی خراسانی۱، ۱/۳۸۵) ║ ق۱۳. امراض مزمنۀ ردیّۀ خبیثه، ازقبیل قوبا و جرب و انواع آتشک و نزول آب در بیضتین و داءالفیل، عَرَضِ عام است و کمتر کسی است که از این امراض خالی باشد (عبداللطیف شوشتری، ۳۵۸) ║ ق۱۴. این مرهم ... علائمی را که از ناخوشی جذام و داءالفیل و جرب و ریحِ طیار و التهابات و کوفت و امثال اینها پدید میآید زائل مینماید (اختر، ۵/۳۹۶۲) ║ ۱۳۴۹ش. نایب قیافۀ عجیبی داشت، اعضاء صورت و دستهایش مثلِ آدمهائی که به بیماری داءالفیل مبتلی هستند بیقواره و درشت بود و عینکِ پنسی در صورتِ عظیمش خیلی کوچک مینمود (پزشکزاد۱، ۸۷) ║ ۱۳۷۷ش. گدایی که داءالفیل دارد، پای ورمکردهاش را بهدنبال خود میکشد (مندنیپور۲، ۶۴)
۲. بخشی از پا که دچار عوارض این بیماری شده است ؛ داء/دای فیل۲.
ق۶. خارپشت دشتی ... پوست او بسوزند و با زفت بسرشند و بر داءالفیل طلی کنند، سود دارد؛ گوشت او مرطوب را فربه کند (جرجانی۱، ۶۵۱)