وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
پرثمر porsamar
(صفت) ۱. ← ثمردار.
ق۷. عشق بوَد گلسِتان پرورش از وی سِتان / از شجرة فقر شد باغ درون پرثمر (مولوی۱، ۳/۲۶) ║ ق۹. باغ عیشت باد چون رخسار دولت بافروغ / نخل ذاتت باد ز انوار معانی پرثمر (عصمت بخارایی، ۱۱۰) ║ ق۱۱. به بینوایی از این باغ پرثمر صائب / خوشم که نیست محابایی از حسود مرا (صائب، ۱/۳۰۳) ║ ق۱۲. شاخ نخل پرثمر در بوستان باشد دوتا / روز حشر امّیدها از پشت خم باشد مرا (سیّدا، ۲۱۵) ║ ق۱۳. دیدند که عجایب درختان پرثمر در آن جزیره هست و میوههای گوناگون در پای درختان افتاده (آوردهاند، ۲۸۵) ║ ق۱۴. همۀ آن باغها از مرکّبات و انار و نخل خرما بود و اشجار مرکّبات آنها بسیار پربار و پرثمر بود (حاجی پیرزاده، ۲/۴۲۲) ║ ۱۳۰۷ش. زمان قبض گذشت انبساط جلوهگر آمد / درخت صبر قوی گشت باز پرثمر آمد (آقا نجفی، ۲۰۷)
۲. (مجاز) دارای فایده و نتایج بسیار.
ق۱۴. این دوستی عزیز بینالمللی / محکم شد و پرثمر ز تعلیم لنین (لاهوتی، ۲۱۲) ║ ۱۳۴۴ش. کسی چه میداند که چهقدر از اعمال پرثمر انسانی ... مدیون رقابتها و خودنماییهای جنسی است؟ (زریاب، ۱۲۹) ║ ۱۳۶۲ش. خوشا به حال کسانیکه در طول حیات پرثمرشان از هرگونه حالات بحرانی در امان بودهاند (کلانتریان، ۱۰۴) ║ ۱۳۸۲ش. آقای شیخ احمد نجفی زنجانی، این کاتب گرانقدر و استاد مسلم خط و خطاطی، در پایان عمر پرثمر خود به بیماری دیابت مبتلا شد (جعفری، ۲/۸۴۹)