فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شجاعت‌آثار

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شجاعت‌آثار ‎šojâ’at(’)âsâr‎
(صفت) (درمورد کسی) که در کارهای او نشانه‌های شجاعت و دلیری آشکار است. شجاع ؛ ← شجاعت، شجاع‏‌یک‌..
ق۹. چون سپاه روم و قیصر به هزیمت رفتند، دلاوران نام‌دار و بهادران شجاعت‌آثار به‌طریقِ تکامشی چون ابر و باد براثرِ ایشان روان شدند (عبدالرزاق سمرقندی، ۱ ، ق۲‏/۹۲۶‏) ║ ق۱۰. لهراسپ... حاکم معدلت‌شعار شجاعت‌آثار بود اما خویی درشت داشت و بر هیچ مجرمی لحظه‌ای ابقا نمی‌نمود (خواندمیر۱، ۱‏/۱۹۸‏) ║ ق۱۱. حرف زندگانی خیلی از غازیان شجاعت‌آثار را از صفحۀ وجود به تیغ بی‌دریغ ستردند (محمود افوشته‌ای، ۱۴۱) ║ ق۱۳. شاه‌عبّاس.. فرقه‌ای را به گرگان و استرآباد روانه نمود. و بارها این طایفۀ شجاعت‌آثار در ثغور و سرحدّاتِ ثلاثۀ ایران جنگ‌ها کردند (اعتمادالسلطنه۲، ۳‏/۱۳۶۳‏) ║ ۱۳۳۷ش. بنابراین شجاعت‌آثار پهلوان میرزا پیک تبریزی‌الاصل کاشانی‌المولد بعد از فیروزی در معارک مصارعت و کُشتی‌گیری و زیردست گردانیدن زبردستان این فن در نظر فیروزی‌اثر پادشاه ملک‌سپاه و فلک‌بارگاه جمشیدحشمت فریدون‌شوکت کی‌خسروابهّت... (پرتو بیضائی، ۸۹)

معنی شجاعت‌آثار | فرهنگ جامع زبان فارسی