فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قلاش‌وش

وضعیت: «در حال ویراستاری»
قلاش‌وش ‎qallâšvaš‎ [(پیشنهاد حذف: به دلیل ندرت کاربرد و زایا بودن ساخت و شفافیت معنی، به نظرم مدخلیت ندارد. در مدخل مربوط به جزء دوم، می‌توان کلمه را در تفکیک معنایی مربوط به ترکیبات آورد.)]

ق۹. ما اگر رند خراباتی قلّاش‌وشیم/ هرچه هستیم در این شیوه که هستیم خوشیم (آذری، ۲۳۷) ║ قلّاش‌وش دیدم بتی ای وقت آن قلّاش خوش/ کو باخت نقد دین و دل در عشق آن قلّاش‌وش (جامی۱، ۱‏/۴۹۳‏) ║ ق۱۰. نجار درخت‌افگن قلّاش‌وشم/ کِاستاده به خدمتش همه عمر خوشم {لسانی شیرازی، ق۱۰} (شهرآشوب، ۱۳۹)

معنی قلاش‌وش | فرهنگ جامع زبان فارسی