فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

زرع

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
زرع۲ ‎zar’‎ [هم‌آوا: ضرع؛ املای دیگرِ ذرع]
⇐ ذرع.

معنی زرع | فرهنگ جامع زبان فارسی