فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

ثمربخشی

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
ثمربخشی ‎samarbaxši‎
(اسم) ۱. ثمربخش (معنای یک۱) بودن.
ق۱۲. خامۀ وقایع‌نگار، ذکر این بشارت‌نامۀ روزگار را در ذیل طلیعه‌ای، مرقوم و سایر وقایع تتمۀ ایام آن سال فیروزی‌اشتمال را نیز در شرح‌بندی از بسط بساط معدلت و فرماندهی و نظم و نسق جهان و بر طبق شریعت غرّای حضرت رسالت‌پناهی و ذکر شطری از ثمربخشی نهال وجود و کرم آن برگزیدۀ خواقین خلاصۀ ماء و طین، وفق اوامر و احکام الهی و وقوع مجادلات و محاربات، در اعلاء کلمۀ دین مبین است (محمدابراهیم نصیری، ۱۴) ║ از آغاز ثمربخشی دوحۀ انفاس و نفوس، به پختگی کلام منفوسش، میوۀ کام‌رسی به خاک نیفتاده (مهدی استرآبادی، ۲۰)
۲. ثمربخش (معنای یک۲) بودن.
۱۳۴۲ش. در ثمربخشی پیش‌بینی‌هایی که به عمل آمده، یک ارزیابی کلی می‌نمایم (اصفیا: بورس، ش۱‏/۴۸‏) ║ ۱۳۴۵ش. این‌گونه ثمربخشی حیرت‌آور از نفیسی عجیب نیست (رضازادۀ شفق: آرین‌پور۲، ۲۶۳) ║ ۱۳۷۲ش. یک حادثة کوچک ضرورت اتحاد همة نیروها و ثمربخشی آن را به‌ اثبات می‌رساند (به‌آذین۱، ۲‏/۱۱۳‏) ║ ۱۳۹۹ش. ثمربخشی آموزش و پرورش از یک‌سو، تبدیل کردن انسان‌های مستعد به انسان‌های سالم، بالنده، متعادل و رشدیافته‌است و از سوی دیگر تأمین‌کنندۀ نیازهای نیروی انسانی جامعه در بخش‌های متفاوت ... است (محمدرضا عابدی و دیگران: پژوهش‌های مشاوره، ش۷‏/۸۸‏)

معنی ثمربخشی | فرهنگ جامع زبان فارسی