فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

وایستاده

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
وایستاده ‎vâystâde‎
← ایستاده‏‌سه‌. ۱.
۱۳۵۲ش. گفت‌وشنود تندی در بیرون بیبی را به خاموشی واداشت. صدا از پناه دیوار خانه می‌آمد: ـ بهت گفتم وایستا ببینم. ـ خوب اینم وایستاده. بفرما (دولت​آبادی۵، ۳۷) ║ ۱۳۷۵ش. اول کدام‌شان؟... همان‌که وایستاده جیش می‌کند (مندنی‌پور۱، ۱‏/۲۶۸‏)

معنی وایستاده | فرهنگ جامع زبان فارسی