فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فرسنامه

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
فرسنامه ‎farasnâme‎
(اسم) کتابی که دربارۀ انواع اسب و نگهداری و پرورش آن نوشته شده باشد ؛ اسب‌نامه.
ق۸. چون پوست و موی یکجا سفید باشد و سُم سیاه اشهب آن است و واضع فرسنامه، محمد ختلی چنان آورده است که این صورت آن زمان بر ما روشن گشت که اسب دست‌سفید احتیاط می‌کردیم که دست‌سفید آن‌گاه مکروه است و میشوم که سُمش نیز سفید باشد (محمد بن محمد، ۵۹) ║ ق۱۰. چشم اسب چند نوع است: ... گورچشم در سرما و گرما و گرد بهتر از آهوچشم باشد و از گذشت گورچشم، گوسفندچشم نیک باشد و زاغ‌چشم را در فرسنامه‌ها تعریف کرده‌اند (شاه قلی، ۳۵۵) ║ ق۱۱. در بعضی از فرسنامه‌ها به نظر رسیده که اسبان در دریا می‌بوده‌اند و تا هفت شرط با ایشان نکردند بیرون نیامدند (نظام‌الدین گیلانی، ۱۱) ║ ق۱۳. اسب چپ را در فرس‌نامه می‌گویند که هرگاه در وقت بیرون آمدن از مکان، دست چپ را جلو می‌گذارد چپ است و اگر دست راست را جلو می‌گذارد راست است (اسدالله خوانساری، ۴۲۹) ║ ۱۳۶۷ش. کتاب حاضر شامل دو اسب‌نامه (فرسنامه) است ... شامل مطالبی پیرامون اسب‌شناسی، اسب‌پروری، اسبداری، اسب‌تیماری و نکات بسیار دیگر. (عبدالحسین آذرنگ: مجله فرهنگ، ش ۲-۳‏/۶۳۳‏) ║ ۱۳۹۷ش. متن این فرسنامه برای سلطان سنجر تألیف شده که پادشاه ایران در نیمۀ اول قرن ششم بوده است (یاسین اسماعیلی: گزارش میراث، ش۸۴ و۸۵‏/۵۹‏)

معنی فرسنامه | فرهنگ جامع زبان فارسی