فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

پاسنگ

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
پاسنگ ‎pâsang‎
(اسم) ۱. ← پاخور‏۳.
۲. چوبی باریک که برای استحکام بیشتر پایه‌های کمد، کتابخانه، دراور و مانند آن‌ها، بین پایه‌ها نصب می‌کنند.

معنی پاسنگ | فرهنگ جامع زبان فارسی