وضعیت: «در حال ویراستاری»
ساختگرا sâxtge(a)râ [گونۀ دیگر: ساختارگرا]
(صفت) (درمورد اندیشمند، رویکرد، مکتب، علم و مانند آنها) که در شاخههای گوناگون علوم انسانی، به شناخت اجزاء و عناصر تشکیلدهندۀ هر پدیده، بررسی روابط درونی آن اجزاء و عناصر، قواعد و الگوهای حاکم بر آنها، و کشف عملکردهای مشترک آنها میپردازد ؛ استراکچرالیست؛ استروکتورالیست.
۱۳۵۴ش. دستور گشتاری ... از درون مکتب ساختگرای آمریکایی بیرون آمد (محمدرضا باطنی: دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، ش۴/۲۲) ║ ۱۳۷۳ش. اوفه برخلاف مارکسیستهای ساختگرا بیشتر روی کارویژههای اقتصادی دولت مدرن در رابطه با تضمین تداوم فرایند انباشت سرمایه تأکید میکند (حسین بشریه: اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، ش۸۵ـ۸۶/۳۳) ║ ۱۳۸۰ش. ساختگرایان بهطور عمده تجربهگرایی را رد میکنند و به بررسی ساختارهای مسلط ولی نامرئی گرایش دارند (خانیکی، ۱۶۱) ║ ۱۳۹۵ش. رویکرد ما در این روش رویکرد معناشناسی ساختگراست؛ یعنی میخواهیم بر پایۀ تحلیل روابط معنایی در کاربردهای متنی معنای واژهای را توصیف کنیم (فرزانه اسلامیان: مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، ش۵۹/۱۳۲)