وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
سازدهنی sâzdahani, sâz-e-dahani [صورت نحوی: سازِ دهنی]
(اسم) ساز بادی با ردیفی از زبانههای فلزی که با دست آن را میان دو لب نگه میدارند و با دمش یا مکش هوا مینوازند ؛ ارغنون دهنی؛ هارمونیکا.
ق۱۴. دو ساعت تمام داماد را در محله و کوچهها با مشعل و لاله و چراغ و موزیکان و سازهای دهنی گردانیدند (حاجی پیرزاده، ۲/۱۴۰) ║ ۱۳۳۳ش. یکی از این سربازها چند نوع ساز دهنی داشت که بهطور ماهرانهای آنها را مینواخت (مدنی۱، ۲۰۲) ║ ۱۳۶۸ش. چطور است ... شبها در بندرگاهها لنگر بیندازند و کنار کافهها و مسافرخانهها ساز دهنی بزنند و پولی جمع کنند (نجفی۱، ۱/۷۱) ║ ۱۳۸۷ش. میاندار کاردک مخصوصِ گوشت حلال را مثل ساز دهنی لای دندانهای زردرنگش میگیرد (امیرخانی، ۲۰۰)