وضعیت: «تأییدشده»
باادراک bâ’edrâk
(صفت) ۱. دارای توانایی ذهنی زیاد برای فهمیدن مطالب و موضوعات؛ باهوش ؛ بهادراک.
ق۱۰. مولانا قطبالدین بغدادی در جامعیت علوم عقلی و نقلی از اقران رجحان بسیار و تفوق بیشمار داشت. ذهن دراکش کشاف غوامض معارف یقینی و فهم باادراکش حلّال مشکلات مسائل دینی (روملو، ۳/۱۴۳۰) ║ ق۱۳. میرزا احمد نویسندۀ باادراک خوبی است (فرّخ خان، ۱/۸۸) ║ ق۱۴. نریمان خان ... آدم بسیار خوشصحبت و باادراک و بافهمی است (حاجی پیرزاده، ۲/۵۱)
۲. دارای حواس پنجگانۀ سالم.
ق۱۲. آنچه وارد بدن انسان معتدلالمزاج و یا قریب به اعتدال جوان ذکیالحس باادراک گردد و حرارت غریزی او در آن تأثیر نماید و کیفیت کامنۀ بالقوۀ آن را بروز و به فعل آوَرَد و آن کیفیت حاصله ... ارواح و قُوی را متغیر نسازد ... آن را معتدل نامند (عقیلی خراسانی، ۱۲)