فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کثیرالحجم

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیرالحجم ‎kasirolhajm‎
(صفت) دارای اندازه یا مقدار بزرگ و زیاد. حجیم.
ق۶. او را دیوان شعری است کثیرالحجم تازی، و اضعاف آن یکی پارسی (ابن فندق، ۱۷۹) ║ ق۱۲. چون بعض اجزای او از خلف به مری پیوستگی داشت غضاریف آنجا ناقص مجعول گشته و غشاءْ قائم‌مقام آن در آن محل گردیده تا از صلابت غضروف ایذائی به مری نرسد و در ازدراد شیء کثیرالحجم ممانعت نبود (ارزانی، ۱‏/۲۲۰‏) ║ اگر مادهْ غلیظ لزج بود و ریح کثیر، زبد بسیار می‌شود و کثیرالحجم می‌بوَد که آن را عَبَب گویند (ارزانی، ۲‏/۶۵۸‏) ║ ۱۳۸۰ش. کاری است که ... با بعضی از کتب و رسالات کثیرالحجم قلیل‌الفایده صورت داده‌اند که نکات تازه و ارزشمند آن را استخراج و در اختیار خواننده... قرار داده‌اند (علیرضا ذکاوتی قراگوزلو: آینۀ پژوهش، ش ۶۹‏/۷۴‏)

معنی کثیرالحجم | فرهنگ جامع زبان فارسی